عطاء الله بسیار فروتن و نجیب و با تقوا بود و به نماز علی الخصوص نمازجماعت بسیار اهمیت می داد .
روزی سراسیمه وارد منزل شد و با خوشحالی گفت مادر امروز هاشم را بردم مسجد برای نماز جماعت هاشم پسر همسایه بود که خیلی اهل نمازو مسجد نبود و بردن هاشم به مسجد چنان شورو شعفی در عطاء الله ایجاد کرده بود که غیر قابل وصف بود.